بارون شعر دلتنگی

شعر و شعر و فقط شعر


 

ای دل شکسته ی من،چرا هنوز به یاد اون

هرشب  بی قراری؟ تو  رو خدا  آروم  بمون

اونی که تورو شکسته،خیلی خوشحاله و مسته

رفته و هر دو چشاشو  به روی عشق  تو بسته

ای خدا قلبش رو بشکن،کاری کن دلش بگیره

که  بفهمه  چی  کشیدم، از خجالتش  بمیره

بدونه  حال  خرابم ، ببینه  چشمای  خیسم

بمونه تو حسرت این،که دیگه کنارش نیستم

                                            

                                                امیر حسین اکبرپور

 

دوشنبه هفدهم شهریور 1393 | 13:1 | kimia | |

یه رابطه که تموم میشه

شب اولش گری میکنی چون حس میکنی بدون اون نمیتونی

فرداش با گریه از خواب بیدار میشی..هاج و واجی که چی شده!چرا؟واسه چی!

روز دوم میگی حتما لیاقتم نداشته! اره راس میگفت همه اینا واس خودم بود

روز سوم فکر میکنی فراموش کردی دیگه فکر نمیکنی

اما یه......

ادامه داره.....

----------------------------------------

سلااممممم من اومدم با معرفتایی که یادم بودن دمشون گرم مرسی بچه های گل نظر نمیدین؟ ببینم اصن دلتون تنگ شد یا نه؟من که خیلی دوستوووووووووووون دارم

دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 15:28 | kimia | |

همیشه قصه این بوده که تسکین غمت باشم 

مگه حوای من بودی که منم ادمت باشم

چنان سرگرم رویاتی که رویامو نمیبینی 

فقط وقتی منو میخوای که بی اندازه غمگینی

به رویای تو تن دادم 

خودم رویامو گم کردم 

دارم دنبال اغوشی برای گزیه میگردم 

ببین حالا پر دردم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتت

سلام بچه هابی گل 

بازم محتاج دعاتونم دعام کنبن

ابنو نخونین و رد شین جدی دعام کنین 2  هفته یه بار اپم بیاین نظر بدین شادم کنین

دعا واسه کنکور مو یادتون نره خواهش خواهش

راستی خداجونم واقعا ممنون ممنوننننن

دوست دارم دوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووست دارم

جمعه بیست و نهم شهریور 1392 | 14:40 | kimia | |

وجودم در نفس سرد باغ خشکیده است

و بغض گلویم ، زخم می زند آخرین نفس هایم را

به فریادم برس ، خدای مهربان

رمضان مبارك

چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 | 20:46 | kimia | |

بخدا تو برای رفتن نبودی..

ای کاش

رفتن هرگز نبود 

خیانت کرده اید به من

رفتن 

و 

تو

چه معشوقانه 

دست در دست هم دادید

و از من دور شدید...

راستی رفتن به سراغ من هم امد

اما

من هرگز نمی توانستم

با غریبه ها سخن بگویم......

علیرضا قنبری









پنجشنبه سی ام خرداد 1392 | 11:13 | kimia | |

ارغوان

شاخه ی هم خون جدا مانده ی من

آسمان تو چه رنگ ست امروز ؟

آفتابی ست هوا ٬

یا گرفته ست هنوز ؟

من درین گوشه

که از دنیا بیرون ست ٬

آسمانی به سرم نیست

از بهاران خبرم نیست

آنچه میبینم

دیوار است

آه

این سخت سیاه

آنچنان نزدیک ست

که چو بر می کشم از سینه نفس

نفسم را بر می گرداند

ره چنان بسته

که پرواز نگه

در همین یک قدمی می ماند

کور سویی ز چراغی رنجور

قصه پرداز شب ظلمانی ست

نفسم میگیرد

که هوا هم اینجا زندانی ست

هر چه با من اینجا ست

رنگ رخ باخته است

آفتابی هرگز

گوشه ی چشمی هم

بر فراموشی این دخمه نیانداخته است

اندرین گوشه ی خاموش فراموش شده

کز دم سردش هر شمعی خاموش شده

یاد رنگینی در خاطر من

گریه می انگیزد

ارغوانم آنجاست

ارغوانم تنهاست

ارغوانم دارد می گرید

چون دل من که چنین خون آلود

هر دم از دیده فرو میریزد

ارغوان

این چه رازیست که هر بار بهار ٬

با عزای دل ما می آید ؟

که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است ؟

اینچنین بر جگر سوختگان

داغ بر داغ می افزاید

ارغوان پنجه ی خونین زمین

دامن صبح بگیر

وز سواران خرامنده ی خورشید بپرس

کی برین دره غم می گذرند ؟

ارغوان

خوشه ی خون

بامدادان که کبوترها

بر لب پنجره ی باز سحر

غلغله می آغازند

جان گلرنگ مرا

بر سر دست بگیر

به تماشا گه پرواز ببر

آه بشتاب

که هم پروازان

نگران غم هم پروازند

ارغوان

بیرق گلگون بهار

تو بر افراشته باش

شعر خون بار منی

یاد رنگین رفیقانم را

بر زبان داشته باش

تو بخوان نغمه نا خوانده ی من

ارغوان

شاخه ی هم خون جدا مانده من ......


هوشنگ ابتهاج

یه تصوییر زیبا از ایلام مهد ارغوان



شنبه هجدهم خرداد 1392 | 11:29 | kimia | |

سلام

این پستم واسه اینه یکم خالی شم

از دوستام دلم گرفته از دوستایی که خیلی بهشون افتخار میکنم

نمیدونم چی شده؟ چیکار کردم که هیچکی حوصلمو نداره؟

حتی دوستی که.............

نمیدونم تو وصف دوستیمون چی بگم حالا بمیرم واسش مهم نیست

واسم سخته

هنوزم دوسشون دارم اما دلم ازشون گرفته

خیلی..........

تنهایی بی دوست درک کردم

اگه دوباره رابطم باهاشون خوب شه دیگه مثل قبل نیستم باهاشون چون این دلگیری از دلم پاک نمیشه

اگه دوباره درست شه دیگه از غمم نمیگم باید یاد بگیرم که دردودلم واسه خودم باشه اخه هیچکی تحمل غم

منو نداره دیگه دوستی به اسم دوست واقعی ندارم

فقط سلامت باشن هیچی نمیخوام 

اخه یه روزی روزای خوشمو باشون بودم به احترام همون روزا غم وناراحتی رو واسشون نمیخوام

اولین باره وبلاگم میشه گوش شنوام

اولین پسته که با گریه نوشتم

به دوستام می بالیدم

اما الان اونا به اینکه با من کاری ندارن می بالن

احساس می کنم تو کلاس تنهام

تو مدرسه تنها تر............................................................................

برام دعا کنین حاجت دردودلم به این دوستااا نیفته

چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 | 20:6 | kimia | |

چه لطیف است حس اغازی دوباره 

 چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای اغاز تنفس 

 چه اندازه عجیب است،روز ابتدا بودن 

 چه شیرین است امروززززززززز روز تولدم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز روز زیباییییییییی بود صبح با بوسه ی مامانم برگونه هام اونم دقیقا ساعتی که 18 سال پیش من از خواب بیدارش کرده بودم بیدارم کرد نماز صبحم نماز شیرینی بود

دوباره که خوابیدم با بوسه بابام به پیشونیم بیدار شدمممممممممممممم

لذت بخش ترین صبح زندگیم که امیدای زندگیم  کنارم بودن مامان،بابام،خواهر و داداش گلم

از خدا ممنونم که همه بازهم کناره همیم گرچه جای پدربزرگم خیلی خالیه واقعا دلم واسه اینکه از در بیا برم بغلش تنگ شده ..........................................................................

تولدمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارکککککککککککککککککککککککککککک

بچه ها دعا کنین مامان بابامو شاد کنم

جمعه چهارم اسفند 1391 | 10:44 | kimia | |

آدمها می آیند
زندگی می کنند
می میرند و میروند..
اما فاجعه ی زندگی تو
آن هنگام آغاز می شود که
آدمی میرود اما نمی میرد!
می ماند
ونبودش دربودن تو
چنان ته نشین می شود
که تومی میری
درحالی که زنده ای...
جمعه هفدهم آذر 1391 | 13:20 | kimia | |

دنیا را بد ساخته اند... کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد.

 کسی که تو را دوستدارد تو دوستش نمی داری... .

 اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد

به رسم و آیین هرگز به هم نمیرسند این رنج است و زندگی یعنی این...


   دوستان عزیز هر جمعه آپم بیاییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین


برچسب‌ها: زندگی, عشق, دوست داشتن, رنج
دوشنبه ششم آذر 1391 | 16:0 | kimia | |
Design By : nightSelect.com